بارون زده و بارونیه چشمان خیسم
حتّی با گریه حال من بهتر نمیشه
امشب بدون چتر میرم زیر بارون
من راوی این عشق می مونم همیشه
از وقتی که رفتی دیگه
روی لبام لبخند نیست
برای بر گردوندنت
دستم به جایی بند نیست
هر کاری تو دلت میخواست با من کردی
اما فکری بجز تو در ذهن من نیست
هر شب نبودت روحم و آزار میده
فراموش کردنت اصلا کار من نیست
تو میری و من تو نبودت زرد میشم
دنیا داره روی سرم آوار میشه
انگار قسمت نیست دستات و بگیرم
داره تاریخ مو به مو تکرار میشه
از وقتی که رفتی دیگه
روی لبام لبخند نیست
برای بر گردوندنت
دستم به جایی بند نیست
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.